فرشته ای بر فراز ...

متن مرتبط با «دقای» در سایت فرشته ای بر فراز ... نوشته شده است

دقای

  • نیلوبلاگ

    نورچشمی ام سلام:) امروز بدحالی ام امان بری میکرد! پنجاه دانه آبمیوه پاکتی خریدم عصر و راهی امامزاده شهرمان شدم تو یادت نیست:) ولی این اولین نذر پدرت بود اولین باری که نذر کرد و به همسایه ها آبمیوه داده بود:))) فدای نذرکردنش... بین مردم که پخش میکردم سربلند میکردند به دیدنم! اشکم سرازیربود ولی خویشتن نگه میداشتم، برایم آرزوی خوشبختی میکرند! خنده دار نیست؟ من بی جان جانانم چطور خوشبخت شوم... هاه دم ...

    ادامه مطلب