خرید بک لینک
به مثابه دست برداشتن از گلگی ها آنچه کشف میکنی حقیقت وجود توست

در من توییست که تیرگی های روحم را دوست دارد

زیبایی های قلبم را می پرستد

و بی وقفه برای داشتنم از خدا شکرگزاری می کند

در من توییست که چونان پیامبری صبور

دختربچه لجوجی را به دینش میخواند

و صبر تو از لجاجتش بیشتر است

همزندگی عزیز من

همسفر ابدی تمام راه های نرفته جهان

تمام شهر های ندیده جهان

تمام معابد زیارت نکرده جهان

بدان که روحم را غرق در دنیای مخفی دین تو میبینم

همان دنیایی که روزگاری وقتی دلت میگرفت تنها به آنجا میرفتی و مقابل دلخوری من میگفتی نمیتوانی با خود همراهم کنی

حق داشتی عزیزترینم

من ناپخته و نابینا بودم

درک از جهان باورهای تو نداشتم

و تو را نیز توان بینا کردنم نبود

این سلوکی بود که خداوند به "من یشا" میداد

دیدی!؟ من هم شدم در زمره همانهایی که خواست هدایتشان کند

در جهانت را به روی من نیز گشودند

ولی خودت میدانی

لطفی دارد مگر بی تو؟

چه تلاشها کردی که این روزهارا در کنار خودت تجربه کنم

که نیمه تاریک و روشن وجودم را بشناسم و از من رها شوم

در این جهان زیبا به دنبالت خواهم گشت

همانجور که میدانم تو هم به زودی از پی ام میگردی

البته اگر خدا نیز مارا برای هم خواسته باشد

بار دیگر این دو بعد انسانی را هملحظه هم میکند

تا اوج

تا پرواز

تا یکی شدن با خودش

برچسب: نویسنده: غزل حسینیان تاريخ: جمعه 19 بهمن 1397 ساعت: 14:54

صفحه بندی